تولید عناب بر پایه دانش بومی

 1- مقدمه :

از گذشته های دور انسان به شیوه های مختلف  اطلاعات را از طبیعت کسب کرده و این دانسته ها را به صورت تجربی ، نوشتاری و یا از طریق شفاهی ( سینه به سینه ) به  نسلهای بعدی منتقل کرده است . این دانشهای سنتی ابعاد وسیعی داشته و از روابط مستقیم آنها با محیط سرچشمه می گرفته است . امروزه  با گسترش تحقیقات مشخص شده است که عملیات کشاورزی نوین ریشه در همان عملیات کشاورزی سنتی داشته و برگرفته از همان روشها می باشد. بنابراین با شناخت صحیح از جنبه های مختلف کشاورزی سنتی در محصولاتی مثل عناب می توان خط مشی آینده آن را به طوری تعیین کرد که ضمن برخورداری از مزایای فناوری ، نیاز کشاورزان را نیز برآورد کند .عناب به عنوان یک گیاه بومی منطقه در جریان تکامل خود در سالیان زیاد به شرایط محیطی و با روح و عشق انسانهای منطقه انس و الفت گرفته به گونه ای که در هر  منطقه ای نیاز به این محصول بیشتر دیده شده است ، تولید و دانش بومی این محصول نسبت به سایر نقاط در این منطقه برتر بوده است .در مجموع شیوه های پرورش و تولید عناب در کشور و خراسان جنوبی  بر اساس تجربیات عملی عناب کاران این منطقه شکل گرفته و به تدریج نوعی دانش بومی موفق در جهت تولید این محصول ارزشمند به وجود آمده و گسترش یافته است .

2- اهمیت و ضرورت تحقیق :

فصلی که پیش رو دارید شروع تلاشی است برای معرفی دانش بومی کشاورزی در زمینه عنابکاری و گلچینی است از دانش بومی کشاورزی ایران که بی‌شک الهام‌بخش کاربرد دانش بومی در فعالیتهای ترویجی کشور خواهد بود. نکته بسیار مهم درباره کاربرد دانش بومی در ترویج و توسعه کشاورزی، «ضرورت» آن است. استفاده از دانش بومی در ترویج کشاورزی امری سلیقه‌ای و اختیاری نیست بلکه یک ضرورت حیاتی است. البته ضرورتهای دیگری را برای روی آوردن به دانش بومی می توان متصور شد که همانا محدودیتها و شکستهای جدید است. این شکستها به دلایل مختلف از جمله عدم توجه به دانش و تجربیات بومی رخ داده است. این بی توجهی ممکن است ازعوامل اجتماعی نظیر مباهات کردن دارندگان دانش جدید نسبت به دارندگان دانش بومی و یا تصور دارندگان دانش جدید از دانش بومی به عنوان دانشی که متعلق به گذشتگان است و امروزی نیست، نشأت گرفته باشد.همچنین ضرورت توجه به دانش بومی در فرآیند توسعه از آنجا ناشی می شود که منابع انسانی از اجزای اصلی آن به حساب می آیند ، و مقوله توسعه انسانی پایدار نیزاز همین جا سرچشمه گرفته است. همانطور که از نام آن  برمی آید ، این مقوله برای توسعه انسانی ارزش زیادی قائل است.در توسعه انسانی پایدار مردم به عنوان هدف سیاستهای اجتماعی و اقتصادی تلقی می شوند که دامنه انتخابهای آنان گسترش داده می شود تا در تصمیم گیریها  مشارکت فعال داشته باشد. بنابراین مشارکت مردمی یکی از ابزارهای توسعه انسانی پایدار است. ولی مشارکت فعال افراد روستایی درتوسعه روستا به شکل پایدار آن، جز باور کردن نقش دانش، بینش و مهارتهای افراد روستایی امکانپذیر نخواهد بود. از طرف دیگر ، برای باورداشتن دانش بومی لازم است تا درباره بومیان و دانش آنها شناخت کامل به دست آوریم. (آلتیری،1378)

« 1 2 3 4 5 6 7 8 9»