زندگينامه

آخوند ملا محمدحسن هردنگی از عمده علماء و فقهاء منطقه قهستان بوده و در مراکز علمی قاینات شخصیت علمی آن مرحوم  بر احدی از دانشمندان آن عصر پوشیده نبوده است و فضلاء وقت از محضر درس وی تلمذّ و با عنوان برجسته ترین شخصیتهای علمی او را معرفی می نموده اند. او در حدود سال 1260 هجری قمری در قریه مبادی از توابع ناحیه هردنگ متولد شد و در 27 ذیعقده 1327 قمری پس از یک عمر زندگی شرافتمندانه به رحمت ایزدی پیوست و آرامگاهش هم اکنون در قبرستان عمومی دهکده مزبور بر فراز تلّی باقیست. خاندانش از خانواده های مشهور محل و چنان که خود در  ابتداي ديوان اشعارش متذکر شده است گویا اولین کسی که از این خاندان پای در دایره علم و فضل گذاشته است حاجی ملا علی جد اوست .اولین مربیان او حاجی ملا علی جدش و پدرش ملا محمد رفيع می باشند . پدرش مردی دانشمند بوده و در زادگاه خود که همان روستاي مبادی بوده به ارشاد محصلین علوم دینی اشتغال داشته وآخوند مقدمات صرف و نحو و قسمتی از فقه و اصول را نزد ایشان خوانده است. این حوزه مدتها تا زمان فوت آخوند، محل رجوع و تحصیل برای طلاب و محصلین قاینات  بوده است. وی درباره اساتید خود در مقدمه ديوان اشعارش چنین می نگارد :

” آنچه گاهی اوقات در خاطر این قلیل البضاعه عدیم الاستطاعه گرفتار دام علائق دنیا و مبتلا به انواع کدورت و بلا درمانده به کار خویش و اسیر هوای دل ریش محمد حسن بن محمد رفیع بن حاجی ملا علی باقیمانده اینکه، اول کسیکه از آباء این حقیر قدم در بساط علم و فضل گذاشته و به زیور زهد و عمل و احیاء مراسم شریف آراسته گشته حاج ملا علی بود که این حقیر در خدمتش کمی از مقدمات را فرا گرفته و در سفر مکه معظمه به جوار رحمت الهی پیوست و از برکات ائمه اطهار  بر آن مرحمت شده، این است که برکت علم در اولاد امجادش باقی مانده است. والد ماجد که ثانی سلسله است ایضا به علم و عمل آراسته و اوقات خود را تماما در تحصیل مصروف داشته اند، این قلیل البضاعه بعد از آنکه از خدمت والد ماجد جهت تحصیل مهاجرت کرده چندان دور نرفتم و بر بعضی از اهل علم تلمذ کرده که دارای مقام اجتهاد نبودند و بعد از آنکه از ایشان مستغنی شدم بر دو نفر که از عمده علمایند، تلمذ کرده و حظّی وافر و بهره‌ای کامل از ایشان برداشتم  و ختم تلمذ حقیر در این زمان به عالم عامل و فقیه کامل  الفاضل المجتهد و السید المجاهد صاحب المفاخر والمناقب والفائق علی العلماء الدین عصرهم لعصره مقارب، آقا سید ابوطالب مجتهد قاینی گردید و آن جناب صاحب تصانیف کثیره و رسائل حسنه در فقه و اصول می باشند که همه آنها را به درس برایشان خواندم و اکنون که از سن مبارکش 55 سال می گذرد تصنیفات ایشان بیش از 50 هزار است و  … “.

تخصص آن مرحوم در فقه و اصول و دارای مرتبه اجتهاد بوده و در صرف و نحو عربی، لغت، معانی بیان، بدیع، عروض، منطق، تفسیر، کلام، حدیث ، رجال و درایه نیز استاد بوده است، علاوه بر اینها در فلسفه، حساب،(جبر ، مقابله و ..) هندسه و هیات قدیم دست داشته و تدریس می نموده است . او در حدود سال 1280 قمری اجازه ممهور کردن عقد نامه ها و رسیدگی به امورات شرعی منطقه مذکور را بر عهده داشت که این نشان از درایت، فقاهت و تسلط بر مسائل دینی در عنفوان جوانی وی دارد. مدت 2 سال به طور قطع حاکم شرع قهستان و بر اساس دو حکم موجود، از حضرت آیت ا… العظمی سیّد اسماعیل صدر الموسوی دارای نوعی نظارت بر مسایل شرعی قهستان بوده است (راشد،1392 : 202). در حدود سال 1290 قمری اجازه اجتهاد را از استاد دریافت و در سال 1293 قمری سید ابوطالب قاینی حاکم شرع قهستان در مکتوبی تفویض اختیار رسیدگی به امورات شرعی منطقه مذکور را که از قبل نیز به عهده وی بوده است، به صورت رسمی به وی محول می گرداند. وي در سال 1283 قمری متاهل شد و سپس در سال 1299  قمري به مسقط الراس خود که همان قریه مبادی مي باشد، برگشت نموده و در آنجا اقدام به تاسیس حوزه علمیه ای  می کند که در آن علوم فقه ، اصول، نجوم و هیات و حتی حساب و هندسه به وسیله خودش به علاقمندان تدریس  می شده است. او در هنگام اقامت در بیرجند و قاین نیز جلسات درسی داشته و بعد از فوت استادش در سال 1293 قمری تا زمان رحلتش به مدت 34 سال پس از آن مرحوم در شهر بیرجند و قاین به امر تدریس اشتغال ورزید و عده ای از افاضل قاینات که خود مجتهد مسلّم بوده از محضرش که حوزه های متعدد درسی داشته است، استفاده می نموده اند و غالباً از شاگردان مرحوم آخوند بوده اند كه از آنها مي توان حضرات آيات شيخ محمد بن عبدالحسین قاینی؛ نجف بن علی اکبر بیرجندی، محمد حسین قاینی کاخکی، محمد باقر بيرجندي، شيخ محمد قايني، سيد حسن فقيه، شیخ محمد عرب، سيد محمد رضا صامتي، سيد حسن تهامي و محمد هادي مجتهد را نام برد. اقامت طولانیش در مبادی و هردنگ سبب شده است که نتوان در نتایج زحمات و تعلیمات او بررسی کرد.آخوند با اینکه تمام وسایل آسایش در بیرجند برایش فراهم بوده هیچگاه به خیال ترک زادگاه خود نیفتاده است چه آنان که از نزدیک او را دیده و به افکارش آشنایی داشته اند می گویند دقیقه ای از وقت خود را به بطالت نمی گذرانده ، زمانی که از درس و بحث خسته می شده است با مردم در کارهای کشاورزی همکاری می نموده و بهترین  مشوق مردم در این راه بوده است . چنانکه از مطالعه برخی اسناد بر می آید او خبره ای در امورات کشاورزی بوده و درختان زیادی در روستاهای رودکاج ، یوش و هردنگ نوسط ایشان پیوند شده است. ارادت خاص به اهل بيت(ع) او را بارها به اماكن مقدسه عراق ، قم و مشهد سوق داده است. تعلیمات او سبب شده که مردم این ناحیه اگر چه از نظر مادی از مردمان همجوارخویش عقب تر باشند ولی از نظر فکری و اجتماعی به هیچ وجه قابل مقایسه با آنان نباشند .علاقه تحصیل در میان مردمان این سرزمین از سایرین بسیار زیادتر است و این ذوق در نتیجه تربیتهای آخوند تقویت شده است.هم اکنون نام او در این  منطقه توأم با اعزاز و اکرام و سخنان او زینت محافل و نُقل مجالس است وگفتار او را به عنوان حجت می پذیرند.به دستور او در دهات مسافرخانه ها و در راه ها  آب انبارهایی ساخته شده که اغلب به نام خودش مشهور بوده است. قدرت بیان او ضرب المثل و تخصص او بیشتر در فقه واصول و ملحقاتش بوده و استادی وی در علم کلام باعث شد تا  بنا به درخواست علمای وقت ، رساله اعتقادات استادش  توسط او  به رشته تحریر در آمده  و تشریح  شود.نکته ای که درباره آثار آخوند گفتنیست اینکه چون پسری از او به جا نمانده اغلب آثارش پس از مرگ دستخوش حوادث شده و تنها قسمتهای پراکنده ای بعداً به وسیله نوادگانش جمع آوری شده است.آخرین نکته ای که درباره شرح زندگیش لازم به یادآوریست این که هر چند اقامت نامبرده در هردنگ بوده ولی همیشه برای شرکت در مجالس بحث از او دعوت می شده است و در یکی از همین محافل بوده که با ملا ابراهیم گزیکی که از پیشوایان بزرگ اهل تسنن بوده است و علمای بیرجند را در مقابل خود عاجز  نموده بود مجاب و عقایدش را که بر پایه صحیح استوار نبوده رد کرده است و همچنین با شمس الدین هروی که از فحول علمای تسنن در زمان خود بوده و آثار بسیار در رد عقاید او نوشته شده و آخوند نیز بر رساله اش حواشییی از عقاید خود و استادش را نوشته است  با او مباحثاتی داشته است . شهرت اصلی آخوند به دو دلیل بوده است : یکی به خاطر مناظره وی با آقا سید مرتضی یزدی مشهور به شیخ مرتضی  که از فحول علمای آن زمان بوده، در حضور علماء و امراء قهستان که با تیزبینی خاصی برخی از نظرات  خود  در فقه و کلام را بر او اثبات و برخی از نظرات وی در فقه و کلام را رد و وی را مجاب می کند و دیگری محاوره وی با قاضی القضات هرات و مفتی این شهر مشهور به شمس الدین هروی در روز عید غدیر در شهر هرات که موضوع جانشینی حضرت علی(ع) بعد از پیامبر را اثبات و وی را در حضور علمای حاضر مجاب  می نماید(راشد،1336).  از اولاد بی واسطه اش قریب 50  نفر باقی هستند که اغلبشان در رشته های علوم جدید یا قدیم و در سطوح بالا به تحصیل یا تدریس مشغول می باشند.



درج مطالب این پایگاه با ذکر منبع در رسانه های دیگر بلامانع می باشد .